تحلیل پلاستیک سازه ها: مفاهیم مفصل پلاستیک، بار خرابی و ۳ قضیه بنیادین پلاستیسیته
فهرست مطالب مقدمهای بر تحلیل پلاستیک سازهها مدلهای رفتاری و ایدهآلسازی تنش-کرنش در تئوری پلاستیسیته ظرفیت…
ادامه مطلب
در مهندسی سازههای فولادی و مکانیک الاستوپلاستیک، آگاهی از میزان مقاومت خمشی ذخیره در یک مقطع فراتر از مرز تسلیم الاستیک اولیه، شالوده اصلی طراحی اقتصادی و ایمن به شمار میرود. انجام دقیق محاسبه ضریب شکل مقاطع به مهندسان امکان میدهد تا ظرفیت ذخیره سازهای عضو را در فاصله میان شروع تسلیم در دورترین تار تا تشکیل مفصل پلاستیک کامل اندازهگیری و ارزیابی کنند.
ضریب شکل که با نماد $S_f$ (یا در ادبیات فنی اروپا با $k$، $alpha$ یا $alpha_{pl}$) نمایش داده میشود، مشخصهای کاملاً هندسی بوده و ارتباطی با تنش تسلیم فولاد ندارد. محاسبه ضریب شکل مقاطع بینش مستقیمی پیرامون بازده سازهای مقطع به دست میدهد و نشان میدهد که مصالح سازهای با چه کیفیتی نسبت به تار خنثی توزیع شدهاند تا در برابر بارهای خمشی مقاومت کنند.
هنگامی که یک تیر الاستیک تحت خمش قرار میگیرد، تنش تسلیم $sigma_y$ ابتدا در بیرونیترین تارهای مقطع رخ میدهد. با افزایش لنگر خمشی، ناحیه تسلیم به سمت داخل و تار خنثی پیشروی میکند تا در نهایت کل مقطع تسلیم شده و به لنگر پلاستیک نهایی ($M_p$) برسد. به کمک روشهای محاسبه ضریب شکل مقاطع، مهندسان این مقاومت ذخیره را کمیسازی میکنند؛ مقداری که از حدود ۱۲ تا ۱۸ درصد در تیرآهنهای I شکل نوردشده متداول تا ۵۰ درصد در مقاطع مستطیلی توپر و بیش از ۷۰ درصد در شفتهای دایرهای متغیر است.
[لینک داخلی: راهنمای بنیادین تحلیل پلاستیک سازهها را مطالعه کنید]
درک عمیق فرآیند گذار از رفتار خمشی الاستیک به حالت پلاستیک کامل، گام نخست برای انجام هرگونه محاسبه ضریب شکل مقاطع محسوب میشود.
الاستیک (M = M_y) الاستوپلاستیک پلاستیک کامل (M = M_p)
+---------+ +---------+ +---------+
| -sigma_y | | -sigma_y | | -sigma_y | (فشاری)
| | | | | | | |
----+--------+--- ----+---+----+--- ----+---------+--- تار خنثی (Neutral Axis)
| | | | | | | |
| +sigma_y| | +sigma_y | | +sigma_y | (کششی)
+---------+ +---------+ +---------+
توزیع خطی تنش نفوذ تدریجی تسلیم بلوکهای مستطیلی تنش
بر اساس تئوری کلاسیک خمش تیر اویلر-برنولی، تنشهای خمشی به صورت خطی در طول ارتفاع مقطع ($y$) نسبت به تار خنثای الاستیک (ENA) که از مرکز سطح مقطع عبور میکند، توزیع میشوند:
$$
sigma(y) = frac{M cdot y}{I}
$$
که در آن $I$ ممان اینرسی (گشتاور دوم سطح) حول محور خمش است. نخستین تسلیم زمانی رخ میدهد که تنش در دورترین تار به تنش تسلیم مصالح ($sigma_y$) در فاصله $y_{max}$ برسد:
$$
M_y = sigma_y left( frac{I}{y_{max}} right) = S cdot sigma_y = W_{el} cdot sigma_y
$$
پارامتر $S = I / y_{max}$ همان اساس مقطع الاستیک (Elastic Section Modulus) است.
[پیشنهاد بصری: دیاگرام روند پیشروی توزیع تنش از حالت خطی الاستیک تا بلوکهای تنش پلاستیک کامل در مقطع متقارن – متن جایگزین: بلوکهای تنش در محاسبه ضریب شکل مقاطع]
با افزایش لنگر خمشی فراتر از $M_y$، تسلیم به تارهای درونی نفوذ میکند. در وضعیت پلاستیک کامل ($M = M_p$)، تمام تارهای مقطع به تنش تسلیم نهایی خود میرسند: تنش فشاری یکنواخت $-sigma_y$ در بالای تار خنثای پلاستیک (PNA) و تنش کششی یکنواخت $+sigma_y$ در زیر آن حاکم میشود.
در شرایط خمش خالص و در غیاب نیروی محوری ($N = 0$)، تعادل طولی نیروها ایجاب میکند:
$$
sum F_x = int_A sigma , dA = -sigma_y A_c + sigma_y A_t = 0 implies A_c = A_t = frac{A}{2}
$$
که در آن $A_c$ مساحت ناحیه فشاری، $A_t$ مساحت ناحیه کششی و $A$ مساحت کل مقطع است. بنابراین در خمش پلاستیک، تار خنثای پلاستیک دقیقاً بر محور مساحتهای برابر (Equal Area Axis) منطبق است. در مقاطع غیراستوار یا نامتقارن، محور مساحتهای برابر بر مرکز سطح هندسی مقطع (تار خنثای الاستیک) منطبق نخواهد بود.
لنگر پلاستیک نهایی مقطع ($M_p$) برابر با لنگر کوپل برآیند حاصل از نیروی فشاری $C = sigma_y A_c = sigma_y (A/2)$ و نیروی کششی $T = sigma_y A_t = sigma_y (A/2)$ است:
$$
M_p = C cdot bar{y}_c + T cdot bar{y}_t = sigma_y left( frac{A}{2} bar{y}_c + frac{A}{2} bar{y}_t right)
$$
که در آن $bar{y}_c$ و $bar{y}_t$ به ترتیب فواصل مرکز سطح ناحیه فشاری $A_c$ و ناحیه کششی $A_t$ نسبت به تار خنثای پلاستیک هستند. ما اساس مقطع پلاستیک $Z_p$ (یا $W_{pl}$) را به صورت زیر تعریف میکنیم:
$$
Z_p = A_c bar{y}_c + A_t bar{y}_t = frac{A}{2} (bar{y}_c + bar{y}_t)
$$
$$
M_p = Z_p cdot sigma_y
$$
[لینک داخلی: اثبات ریاضی تشکیل مفصل پلاستیک و بازتوزیع لنگر را بررسی فرمایید]
ضریب شکل $S_f$ به صورت نسبت لنگر پلاستیک نهایی ($M_p$) به لنگر تسلیم الاستیک ($M_y$) تعریف میشود:
$$
S_f = frac{M_p}{M_y} = frac{Z_p cdot sigma_y}{S cdot sigma_y} = frac{Z_p}{S} = frac{W_{pl}}{W_{el}}
$$
از آنجا که تنش تسلیم $sigma_y$ در صورت و مخرج به طور کامل ساده میشود، ضریب شکل یک عدد خالص و بدون بعد است که منحصراً به هندسه مقطع بستگی دارد. هر چه ضریب شکل بزرگتر باشد، مقاومت ذخیره خمشی مقطع پس از آغاز تسلیم بیشتر خواهد بود.
+-------------------------------------------------------------------------------+
| فرمولهای بنیادین محاسبه ضریب شکل |
+------------------------------+------------------------------------------------+
| مشخصه مقطع | رابطه تحلیلی ریاضی |
+------------------------------+------------------------------------------------+
| لنگر تسلیم الاستیک | $M_y = S cdot sigma_y = (I / y_{max})sigma_y$ |
| لنگر پلاستیک نهایی | $M_p = Z_p cdot sigma_y = [A_c bar{y}_c + A_t bar{y}_t]sigma_y$ |
| ضریب شکل مقطع | $S_f = frac{M_p}{M_y} = frac{Z_p}{S}$ |
| درصد مقاومت ذخیره مقطع | $Delta % = (S_f - 1.0) times 100%$ |
+------------------------------+------------------------------------------------+
اکنون فرآیند اثبات و محاسبه ضریب شکل مقاطع را برای متداولترین اشکال هندسی در مهندسی عمران به صورت گامبهگام انجام میدهیم.
[پیشنهاد بصری: دیاگرام ابعاد هندسی مقاطع مستطیلی، دایرهای، لوزی و تیرآهن به همراه نمایش محور مساحتهای برابر – متن جایگزین: هندسه مقاطع در محاسبه ضریب شکل مقاطع]
یک مقطع مستطیلی توپر به عرض $b$ و ارتفاع $d$ را در نظر بگیرید.
عرض b
+-------+
| | | d/2 (مساحت فشاری Ac = b*d/2 ، فاصله مرکز سطح y_c = d/4)
--+---+---+-- تار خنثی پلاستیک و الاستیک (PNA / ENA)
| | | d/2 (مساحت کششی At = b*d/2 ، فاصله مرکز سطح y_t = d/4)
+-------+
اساس مقطع الاستیک ($S$):
$$
I = frac{b d^3}{12}, quad y_{max} = frac{d}{2} implies S = frac{I}{y_{max}} = frac{b d^3 / 12}{d / 2} = frac{b d^2}{6}
$$
اساس مقطع پلاستیک ($Z_p$):
محور مساحتهای برابر در وسط ارتفاع ($d/2$) قرار دارد.
$$
A_c = b cdot frac{d}{2}, quad bar{y}_c = frac{d}{4}
$$
$$
A_t = b cdot frac{d}{2}, quad bar{y}_t = frac{d}{4}
$$
$$
Z_p = A_c bar{y}_c + A_t bar{y}_t = left(b frac{d}{2}right)left(frac{d}{4}right) + left(b frac{d}{2}right)left(frac{d}{4}right) = frac{b d^2}{8} + frac{b d^2}{8} = frac{b d^2}{4}
$$
محاسبه ضریب شکل مقطع:
$$
S_{f,text{rect}} = frac{Z_p}{S} = frac{b d^2 / 4}{b d^2 / 6} = frac{6}{4} = 1.500
$$
یک مقطع مستطیلی توپر، ۵۰٪ مقاومت خمشی ذخیره فراتر از نقطه آغاز تسلیم الاستیک خود دارد.
یک مقطع دایرهای توپر به قطر $D$ و شعاع $R = D/2$ را در نظر بگیرید.
..---..
.' | '. مساحت نیمدایره فشاری Ac = pi R^2 / 2
/ | فاصله تار خنثی تا مرکز سطح bar{y}_c = 4R / (3pi)
---+------+------+--- تار خنثی پلاستیک (PNA)
| / مساحت نیمدایره کششی At = pi R^2 / 2
'. | .' فاصله تار خنثی تا مرکز سطح bar{y}_t = 4R / (3pi)
''---''
اساس مقطع الاستیک ($S$):
$$
I = frac{pi D^4}{64}, quad y_{max} = frac{D}{2} implies S = frac{pi D^4 / 64}{D / 2} = frac{pi D^3}{32} approx 0.09817 D^3
$$
اساس مقطع پلاستیک ($Z_p$):
تار خنثای پلاستیک دایره را به دو نیمدایره مساوی با مساحت $A/2 = pi R^2 / 2$ تقسیم میکند. فاصله مرکز سطح هر نیمدایره از لبه قطری برابر $bar{y} = frac{4R}{3pi} = frac{2D}{3pi}$ است.
$$
Z_p = A_c bar{y}_c + A_t bar{y}_t = 2 left( frac{pi R^2}{2} cdot frac{4R}{3pi} right) = frac{4 R^3}{3} = frac{4 (D/2)^3}{3} = frac{D^3}{6} approx 0.16667 D^3
$$
محاسبه ضریب شکل مقطع:
$$
S_{f,text{circle}} = frac{Z_p}{S} = frac{D^3 / 6}{pi D^3 / 32} = frac{32}{6pi} = frac{16}{3pi} approx 1.6977 approx 1.70
$$
یک شفت دایرهای توپر تقریباً ۷۰٪ ظرفیت پلاستیک اضافی نسبت به لنگر تسلیم اولیه خود ارائه میدهد.
برای یک لوله دایرهای توخالی با قطر خارجی $D_o$، شعاع خارجی $R_o$، قطر داخلی $D_i$ و شعاع داخلی $R_i$:
اساس مقطع الاستیک:
$$
S = frac{pi (D_o^4 – D_i^4)}{32 D_o}
$$
اساس مقطع پلاستیک:
با کسر کردن اساس مقطع پلاستیک حفره توخالی مرکزی از دایره خارجی:
$$
Z_p = frac{D_o^3 – D_i^3}{6}
$$
محاسبه ضریب شکل مقطع:
$$
S_{f,text{CHS}} = frac{Z_p}{S} = frac{16}{3pi} left[ frac{D_o (D_o^3 – D_i^3)}{D_o^4 – D_i^4} right] = frac{16}{3pi} left[ frac{1 – beta^3}{1 – beta^4} right]
$$
که در آن $beta = D_i / D_o$ است. برای لولههای جدارنازک استوانهای که در آنها ضخامت دیواره بسیار کوچک است ($beta to 1$):
$$
lim_{beta to 1} S_{f,text{thin CHS}} = frac{16}{3pi} cdot frac{3}{4} = frac{4}{pi} approx 1.273
$$
لینک خارجی: راهنمای ابعاد و مشخصات مقاطع ساختمانی موسسه فولاد آمریکا (AISC)
مقاطع نوردشده بالپهن استاندارد (نظیر مقاطع IPB، IPE و W-Shapes) به گونهای بهینهسازی شدهاند که بخش اعظم فولاد در بالهای انتهایی قرار گیرد تا بیشترین ممان اینرسی حول محور قوی حاصل شود.
bf (عرض بال)
+---------+ tf (ضخامت بال)
| |
+----+----+
| tw d (ارتفاع کل مقطع)
| (ضخامت جان)
+----+----+
| | tf
+---------+
برای یک مقطع ایدهآل I شکل با عرض بال $b_f$، ضخامت بال $t_f$، ارتفاع کل $d$ و ضخامت جان $t_w$:
[لینک داخلی: آموزش کاربرد روش کار مجازی در تحلیل مکانیزمهای پلاستیک را مطالعه کنید]
جدول زیر مشخصات هندسی، اساس مقطع و ضریب شکل را برای رایجترین مقاطع مورد استفاده در مهندسی سازه خلاصه میکند.
+---------------------------------------------------------------------------------------------+
| جدول جامع مرجع ضریب شکل مقاطع سازهای |
+-----------------------+------------------------+-----------------------+--------------------+
| هندسه و پروفیل مقطع | اساس مقطع الاستیک ($S$)| اساس مقطع پلاستیک ($Z$)| ضریب شکل ($S_f$) |
+-----------------------+------------------------+-----------------------+--------------------+
| مستطیل توپر | $b d^2 / 6$ | $b d^2 / 4$ | 1.500 |
| دایره توپر | $pi D^3 / 32$ | $D^3 / 6$ | $16 / (3pi) approx 1.700$ |
| لوله دایرهای جدارنازک | $pi D^2 t / 4$ | $D^2 t$ | $4 / pi approx 1.273$ |
| لوزی توپر | $a^3 / (12sqrt{2})$ | $a^3 / (6sqrt{2})$ | 2.000 |
| مثلث متساویالساقین | $b h^2 / 24$ | $b h^2 / (6sqrt{2})$ | 2.343 |
| تیرآهن استاندارد I (محور قوی X)| $I_x / (d/2)$ | $sum A_i bar{y}_i$ | 1.12 – ۱.۱۸ |
| تیرآهن استاندارد I (محور ضعیف Y)| $I_y / (b_f/2)$| $sum A_i bar{x}_i$ | 1.50 – ۱.۶۰ |
| ششضلعی منظم توپر | $۵sqrt{3} a^3 / 48$ | $sqrt{3} a^3 / 4$ | 1.386 |
+-----------------------+------------------------+-----------------------+--------------------+
آگاهی از نحوه محاسبه ضریب شکل مقاطع پیامدهای عمیقی در افزایش راندمان مصرف فولاد، شکلپذیری لرزهای سازهها و تدوین ضوابط آییننامهای دارد.
[پیشنهاد بصری: نمودار رابطه میان ضریب شکل و ضریب بازده مقطع در مقاطع فولادی – متن جایگزین: اهمیت مهندسی ضریب شکل مقاطع]
در روش تنش مجاز (ASD)، ابعاد اعضا به گونهای تعیین میشوند که حداکثر تنش در دورترین تار تحت بارهای بهرهبرداری از تنش مجاز فراتر نرود (معمولاً $۰.۶۰text{–}0.66 F_y$). اما در روش طراحی بر مبنای حالات حدی و ضرایب بار و مقاومت (AISC LRFD و مبحث دهم مقررات ملی ایران)، کنترل مقاومت خمشی برای مقاطع فشرده مستقیماً بر اساس لنگر پلاستیک نهایی یعنی $M_n = M_p = Z_p F_y$ صورت میگیرد.
برای یک تیرآهن با $S_f = 1.15$، طراحی پلاستیک ۱۵٪ ظرفیت خمشی بیشتر را نسبت به اولین نقطه تسلیم به رسمیت میشناسد. در مقاطع مستطیلی (مانند صفحات زیرستون یا بیسپلیتها، تسمههای فولادی و پینهای تکیهگاهی پلها)، طراحی پلاستیک ۵۰٪ ظرفیت باربری اضافه را آزاد میکند و مانع از سنگینسازی غیراقتصادی سازه میشود.
دستیابی به مقاومت پلاستیک نهایی پیشبینیشده توسط ضریب شکل هندسی، تنها زمانی از نظر فیزیکی محقق میشود که مقطع بتواند بدون وقوع کمانش موضعی بال یا جان، دورانهای پلاستیک بزرگ را تحمل کند.
لینک خارجی: مطالعه استاندارد اروپایی طراحی سازههای فولادی (Eurocode 3 – EN 1993-1-1)
اکنون فرآیند کامل و دقیق محاسبه ضریب شکل مقاطع را برای یک مقطع بالپهن ساختمانی با ابعاد واقعی مرور میکنیم.
مشخصات هندسی مقطع:
- ارتفاع کل: d = 356 mm
- عرض بال: bf = 171 mm
- ضخامت بال: tf = 14.5 mm
- ضخامت جان: tw = 9.0 mm
- ارتفاع آزاد جان: dw = d - 2*tf = 356 - 2(14.5) = 327 mm
با استفاده از قضیه محورهای موازی (اشتاینر):
ممان اینرسی بالها حول محور تقارن افقی مقطع:
$$
I_{flanges} = 2 left[ frac{b_f t_f^3}{12} + (b_f t_f) left(frac{d – t_f}{2}right)^2 right]
$$
$$
d – t_f = 356 – 14.5 = 341.5text{ mm} implies y_f = frac{341.5}{2} = 170.75text{ mm}
$$
$$
A_f = 171 times 14.5 = 2479.5text{ mm}^2
$$
$$
I_{flanges} = 2 left[ frac{171(14.5)^3}{12} + 2479.5(170.75)^2 right] = 2 [43444 + 72290457] = 1.4467 times 10^8text{ mm}^4
$$
ممان اینرسی جان حول محور تقارن مقطع:
$$
I_{web} = frac{t_w d_w^3}{12} = frac{9.0 (327)^3}{12} = frac{9.0(34965783)}{12} = 2.6224 times 10^7text{ mm}^4
$$
ممان اینرسی کل و اساس مقطع الاستیک:
$$
I_x = 1.4467 times 10^8 + 0.2622 times 10^8 = 1.7089 times 10^8text{ mm}^4
$$
$$
S_x = frac{I_x}{d / 2} = frac{1.7089 times 10^8}{178} = 9.601 times 10^5text{ mm}^3 = 960.1text{ cm}^3
$$
به دلیل تقارن مقطع، تار خنثای پلاستیک در ارتفاع $d/2 = 178text{ mm}$ واقع است. ناحیه فشاری شامل یک بال کامل و نیمی از ارتفاع جان است.
سهم بال در اساس مقطع پلاستیک:
$$
A_f = 2479.5text{ mm}^2, quad bar{y}_f = frac{d – t_f}{2} = 170.75text{ mm}
$$
$$
Z_{p,flange} = A_f cdot bar{y}_f = 2479.5 times 170.75 = 423374.6text{ mm}^3
$$
سهم نیمجان در اساس مقطع پلاستیک:
$$
A_{w,text{half}} = t_w times left(frac{d_w}{2}right) = 9.0 times 163.5 = 1471.5text{ mm}^2
$$
$$
bar{y}_{w,text{half}} = frac{163.5}{2} = 81.75text{ mm}
$$
$$
Z_{p,text{web}} = A_{w,text{half}} cdot bar{y}_{w,text{half}} = 1471.5 times 81.75 = 120295.1text{ mm}^3
$$
اساس مقطع پلاستیک کل مقطع:
$$
Z_{px} = 2 (Z_{p,flange} + Z_{p,text{web}}) = 2 (423374.6 + 120295.1) = 2 (543669.7) = 1.0873 times 10^6text{ mm}^3 = 1087.3text{ cm}^3
$$
$$
S_{fx} = frac{Z_{px}}{S_x} = frac{1087.3text{ cm}^3}{960.1text{ cm}^3} = 1.1325 approx 1.13
$$
این تیرآهن بالپهن دقیقاً ۱۳.۲۵٪ مقاومت خمشی پلاستیک ذخیره فراتر از لنگر تسلیم الاستیک خود ایجاد میکند.
انجام دقیق محاسبه ضریب شکل مقاطع دریچهای به شناخت ظرفیت باربری پنهان در اعضای سازهای میگشاید. در حالی که طراحی الاستیک سنتی تنها بر مرز آغاز تسلیم در دورترین تارها تمرکز دارد، ضریب شکل مسیر کامل تسلیمشدگی مقطع را تا رسیدن به مفصل پلاستیک ترسیم میکند. مهندسان سازه با ارزیابی نسبت اساس مقطع پلاستیک به اساس مقطع الاستیک، هندسه بهینه مقاطع را برمیگزینند، تعادل میان صرفه اقتصادی و ضوابط پایداری را برقرار میسازند و ایمنی سازهها را در طراحی بر مبنای حالات حدی پلاستیک تضمین مینمایند.
بیش از ۸۰٪ مساحت یک تیرآهن I شکل در بالهای فوقانی و تحتانی و در دورترین فاصله از تار خنثی متمرکز شده است. در نتیجه با رسیدن بیرونیترین تارها به تنش تسلیم $sigma_y$، بخش عمده مقطع از پیش تحت تنشهای بسیار بالا قرار گرفته و تنها ۱۰ تا ۱۸ درصد مقاومت اضافی باقی میماند ($S_f approx 1.14$). برعکس، در یک مقطع مستطیلی توپر، حجم زیادی از مصالح نزدیک تار خنثی قرار دارند که در لحظه اولین تسلیم تنش اندکی دارند؛ از این رو مقطع مستطیلی تا ۵۰٪ مقاومت ذخیره پس از تسلیم دارد ($S_f = 1.50$).
خیر. ضریب شکل ($S_f = Z_p / S$) یک مشخصه منحصراً هندسی است. با وجود اینکه مقدار عددی لنگر پلاستیک ($M_p = Z_p cdot f_y$) مستقیماً تابع تنش تسلیم مصالح است، اما تنش تسلیم ($f_y$) در کسر نسبت $M_p / M_y$ حذف شده و ضریب شکل برای یک مقطع مشخص با ردههای مختلف فولادی (مانند ST37، ST52، Grade 50) کاملاً یکسان و ثابت خواهد بود.
در مقاطع نامتقارن، تار خنثای پلاستیک (PNA) همان محور مساحتهای برابر است که مساحت کل مقطع را به دو نیمه مساوی تقسیم میکند ($A_c = A_t = A/2$). در مقابل، تار خنثای الاستیک (ENA) از مرکز سطح عبور میکند. به دلیل تمرکز مساحت در بال مقطع سپری، تار خنثای پلاستیک و الاستیک بر هم منطبق نبوده و تار خنثای پلاستیک معمولاً درون بال یا دقیقاً در محل اتصال بال به جان قرار میگیرد.
ضریب شکل ($S_f = M_p / M_y$) مشخصهای مربوط به مقطع است که مقاومت ذخیره مقطع را نشان میدهد. اما ضریب بار ($lambda_c = W_c / W_{service}$) مشخصهای سراسری از کل سازه است که نسبت بار فروریزش نهایی قاب به بار بهرهبرداری را بیان میکند و علاوه بر ضریب شکل مقاطع، اثر نامعینی استاتیکی و بازتوزیع لنگرها در کل قاب را نیز در خود دارد.
بله. چنانچه مقطع جزو مقاطع لاغر (رده ۳ یا ۴ در Eurocode 3 یا غیرفشرده در AISC) باشد، کمانش موضعی در ورق بال فشاری یا جان پیش از نفوذ کامل تسلیم رخ میدهد. در این حالت مقطع هرگز به لنگر پلاستیک تئوریک خود ($M_p$) نخواهد رسید و نمیتوان از تمام ظرفیت ضریب شکل هندسی آن بهره گرفت.
میزان مجاز بار به کلاس پرواز و کلاس نرخی بلیط بستگی دارد. هنگام خرید آنلاین بلیط هواپیما میتوانید میزان بار مجاز را در اطلاعات بلیط ببینید. طبیعی است که اگر میزان بارتان بیش از حد مجاز باشد، باید جریمه پرداخت کنید.
شما میتوانید با شرکت در آزمونهای ارزیابی مهارت کارجویا و کسب نمره قبولی، مدرک معتبر بینالمللی و استاندارد دریافت کرده و آن را به رزومه کاری خود ضمیمه کنید.
خیر، ساخت رزومه استاندارد، دوزبانه و حرفهای در کارجویا کاملاً رایگان است و میتوانید لینک مستقیم آن را با کارفرمایان به اشتراک بگذارید.
برای ورود به حساب کاربری، شماره موبایل ثبتشده خود را وارد کنید.
حساب نداری؟ ثبت نام کن
دیدگاهها (۰ دیدگاه)