تحلیل پلاستیک سازه ها: مفاهیم مفصل پلاستیک، بار خرابی و ۳ قضیه بنیادین پلاستیسیته
فهرست مطالب مقدمهای بر تحلیل پلاستیک سازهها مدلهای رفتاری و ایدهآلسازی تنش-کرنش در تئوری پلاستیسیته ظرفیت…
ادامه مطلب
طراحی مدرن سازهها بر مبنای حالات حدی (Limit State Design)، اساساً بر توانایی مهندسان در پیشبینی ظرفیت باربری نهایی سازههای شکلپذیر، فراتر از مرزهای الاستیک اولیه آنها، استوار است. در روش کلاسیک الاستیک، ایمنی سازه بر پایه رسیدن تنش در دورترین تار مقطع به تنش تسلیم مصالح ($sigma_y$) سنجیده میشود. با این حال، سازههای فولادی شکلپذیر و بتنآرمه به دلیل پدیده بازتوزیع لنگر (Moment Redistribution)، دارای مقاومت ذخیره چشمگیری هستند. شالوده تحلیلی حاکم بر این ظرفیت پس از تسلیم، توسط قضایای خرابی پلاستیک (Plastic Collapse Theorems) پایهگذاری شده است.
درک عمیق قضایای خرابی پلاستیک به مهندسان سازه امکان میدهد تا با تعریف کرانهای ریاضی دقیق، ضریب بار فروریزش واقعی ($lambda_c$) را محصور و تعیین کنند. مهندسان با ایجاد کرانهای پایین ایمن از طریق تعادل استاتیکی و کرانهای بالای سینماتیکی از طریق مکانیزمهای فروریزش مفروض، میتوانند ایمنی سازهها را در برابر بارهای بحرانی، اثرات لرزهای شدید و بارهای تصادفی با سرعت و دقت بالا ارزیابی نمایند.
تحلیل پلاستیک، سازه را درست در آستانه فروریزش بررسی میکند؛ نقطهای که در آن یک قاب نامعین سازهای به دلیل تشکیل پیدرپی مفاصل پلاستیک (Plastic Hinges)، به یک مکانیزم سینماتیکی ناپایدار تبدیل میشود. چه در حال بررسی تیرهای ممتد پلها باشید و چه در حال ارزیابی قابهای خمشی چندطبقه، بهکارگیری قضایای خرابی پلاستیک این تضمین را فراهم میآورد که پیشبینی فروریزش سازه به جای حدس و خطاهای تقریبی، بر پایهی اصول متغیری (Variational Principles) و روابط دقیق مکانیک استوار باشد.
[لینک داخلی: راهنمای جامع تحلیل پلاستیک سازهها را مطالعه کنید]
برای بهکارگیری قضایای خرابی پلاستیک با انطباق تئوریک کامل، مکانیک سازهها فرضیات ایدهآلسازیشده کلاسیکی را در خصوص رفتار مصالح و روابط سینماتیکی سازه تعریف میکند.
اصلیترین فرض زیربنایی در قضایای خرابی پلاستیک، استفاده از مدل رفتاری صلب-کاملاً پلاستیک (Rigid-Perfectly Plastic Material) است که در متون علمی معمولاً مدل استاندارد پرانتل-رویس (Prandtl-Reuss) بدون سختشوندگی نامیده میشود. در این مدل، کرنشهای الاستیک در مقایسه با کرنشهای پلاستیک ایجاد شده در لحظه فروریزش، ناچیز در نظر گرفته میشوند:
$$
varepsilon = varepsilon_e + varepsilon_p approx varepsilon_p quad text{as } lambda to lambda_c
$$
تحت خمش خالص، مقطع به لنگر پلاستیک کامل خود یعنی $M_p = Z_p sigma_y$ میرسد که در آن $Z_p$ اساس مقطع پلاستیک و $sigma_y$ تنش تسلیم فولاد است. به محض اینکه لنگر مقطع به $M_p$ برسد، یک مفصل پلاستیک ایدهآل تشکیل میشود. این مفصل لنگر ثابت $M_p$ را در حین دوران نامحدود پلاستیک ($theta_p ge 0$) حفظ میکند، مشروط بر اینکه کمانش موضعی و کمانش پیچشی-جانبی مهار شده باشند.
[پیشنهاد بصری: منحنیهای تنش-کرنش و لنگر-انحنا در مقایسه رفتار الاستیک-کاملاً پلاستیک و صلب-پلاستیک مقاطع – متن جایگزین: قضایای خرابی پلاستیک]
در قضایای خرابی پلاستیک کلاسیک، تغییر شکلهای مرتبه اول فرض میشوند؛ به این معنی که معادلات تعادل بر روی هندسه تغییرشکلنیافته سازه بازنویسی میشوند. در نتیجه، اثرات غیرخطی هندسی نظیر لنگرهای ثانویه $P$-$Delta$ و سختشوندگی غشایی کششی از چارچوب تحلیل حدی اولیه کنار گذاشته میشوند.
سازه باید شکلپذیری کافی داشته باشد. ظرفیت دورانی $R = theta_u / theta_p$ در هر مفصل پلاستیک باید به اندازهای بزرگ باشد که اجازه دهد مکانیزم خرابی کامل بدون شکست ترد پیشرس یا کمانش موضعی بال و جان شکل گیرد.
+-------------------------------------------------------------------------------+
| پیشنیازهای اساسی تحلیل حدی سازهها |
+-----------------------------+-------------------------------------------------+
| پارامتر پیشنیاز | الزامات فیزیکی در سیستم سازهای |
+-----------------------------+-------------------------------------------------+
| شکلپذیری مصالح (Ductility) | پلاتوی تسلیم شکلپذیر با $varepsilon_u ge 15%$ |
| فشردگی مقطع (Compactness) | مقاطع پلاستیک رده ۱ (AISC / Eurocode 3) |
| پایداری هندسی (Stability) | مهاربندی جانبی-پیچشی کافی در محل مفاصل |
| ظرفیت برشی (Shear Capacity) | $V_{Ed} le 0.5 V_{pl,Rd}$ (کاهش ناچیز لنگر-برش) |
| نسبت بار محوری (Axial Load) | $N_{Ed} / N_{pl,Rd} < 0.15$ (مدل خمش خالص) |
+-----------------------------+-------------------------------------------------+
تمامی تئوری تحلیل حدی بر سه قضیه کلاسیک استوار است که توسط پراگر، هاج، دراکر و گرینبرگ فرمولبندی شدهاند: قضیه کران پایین (Lower Bound)، قضیه کران بالا (Upper Bound) و قضیه یکتایی (Uniqueness Theorem).
+-------------------------------------+
| قضایای خرابی پلاستیک |
+------------------+------------------+
|
+------------------------+------------------------+
| |
+--------------------+-------------------+ +-------------------------+--------------------+
| قضیه کران پایین (استاتیکی) | | قضیه کران بالا (سینماتیکی) |
+----------------------------------------+ +----------------------------------------------+
| • ارضای تعادل استاتیکی: $sum F=0$ | | • فرض یک مکانیزم خرابی سینماتیکی |
| • شرط تسلیم: $|M(x)| le M_p$ | | • برابری کار خارجی و کار درونی پلاستیک |
| • محاسبه ضریب بار ایمن (Safe): | | • محاسبه ضریب بار ناایمن (Unsafe): |
| $lambda_s le lambda_c$ | | $lambda_k ge lambda_c$ |
+--------------------+-------------------+ +-------------------------+--------------------+
| |
+------------------------+------------------------+
|
v
+-------------------------------------+
| قضیه یکتایی |
| $lambda_s = lambda_c = lambda_k$ |
| بار فروریزش دقیق |
+-------------------------------------+
قضیه کران پایین (که به عنوان قضیه استاتیکی یا قضیه ایمن نیز شناخته میشود) به صورت زیر تعریف میگردد:
بیان قضیه: اگر بتوان توزیعی از لنگرهای خمشی داخلی $M(x)$ در سرتاسر سازه یافت که همزمان با بارهای وارده $lambda P_i$ در تعادل استاتیکی باشد و در هیچ مقطعی از شرط تسلیم تجاوز نکند ($|M(x)| le M_p$)، در این صورت ضریب بار بهدستآمده ($lambda_s$) همواره کوچکتر یا مساوی با ضریب بار فروریزش واقعی ($lambda_c$) خواهد بود:
$$
lambda_s le lambda_c
$$
قضیه کران پایین ابزاری فوقالعاده نیرومند و کاربردی در طراحی سازه است. اگر مهندس سازه بتواند یک دیاگرام لنگر خمشی پذیرفتنی از نظر استاتیکی رسم کند که در هیچ نقطهای از ظرفیت پلاستیک مقطع ($M_p$) فراتر نرود، سازه قطعاً تحت آن بار فرو نخواهد ریخت. قضیه استاتیکی ایمنی سازه را تضمین میکند و سنگ بنای محاسبات محافظهکارانه در آییننامههای طراحی است.
[لینک داخلی: بررسی اثبات ریاضی در مقاله تشکیل مفصل پلاستیک و بازتوزیع لنگر]
قضیه کران بالا (که به قضیه سینماتیکی یا قضیه ناایمن شهرت دارد) فروریزش سازه را از دیدگاه سینماتیکی بررسی میکند:
بیان قضیه: اگر یک مکانیزم خرابی سازگار مفروض شود که در آن مفاصل پلاستیک در نقاط لنگر ماکزیمم تشکیل شده باشند، و کار انجامشده توسط بارهای خارجی در طول یک تغییر مکان مجازی با کار پلاستیک داخلی مستهلکشده در مفاصل برابر قرار داده شود، ضریب بار حاصله ($lambda_k$) همواره بزرگتر یا مساوی با ضریب بار فروریزش واقعی سازه ($lambda_c$) خواهد بود:
$$
lambda_k ge lambda_c
$$
قضیه کران بالا بیانگر این واقعیت فیزیکی است که سازه همواره ضعیفترین مسیر فروریزش ممکن را انتخاب میکند. اگر مهندس یک مکانیزم خرابی نادرست را فرض کند، بار فروریزش محاسبهشده همواره بیشتر از ظرفیت واقعی سازه تخمین زده خواهد شد (تخمین غیرمحافظهکارانه). بنابراین، تحلیل حدی سینماتیکی در واقع فرآیند جستجو برای یافتن بحرانیترین مکانیزمی است که ضریب بار فروریزش را به حداقل میرساند.
قضیه یکتایی دو کران بالا و پایین را به یک معیار قطعی و واحد تبدیل میکند:
بیان قضیه: ضریب بار $lambda$ متناظر با بار فروریزش پلاستیک دقیق و یکتا ($lambda_c$) است اگر و تنها اگر توزیعی از لنگرهای خمشی وجود داشته باشد که بهطور همزمان شرایط سهگانه زیر را برآورده سازد:
۱. شرط تعادل (Equilibrium): لنگرهای خمشی داخلی با بارهای خارجی اعمالشده ($lambda_c P$) در تعادل استاتیکی کامل باشند.
۲. شرط تسلیم (Yield): لنگر خمشی در هیچ نقطهای از عضو فراتر از لنگر پلاستیک کامل نرود: $|M(x)| le M_p$.
۳. شرط مکانیزم (Mechanism): تعداد کافی مفصل پلاستیک با لنگر $M = pm M_p$ تشکیل شده باشد تا سازه (یا بخشی از آن) به یک مکانیزم سینماتیکی با یک درجه آزادی تبدیل گردد.
$$
lambda_s le lambda_c le lambda_k implies text{هنگامی که } lambda_s = lambda_k = lambda_c text{، پاسخ یکتا و دقیق خواهد بود.}
$$
اثبات ریاضی دقیق قضایای خرابی پلاستیک مستقیماً از اصل کار مجازی (Principle of Virtual Work) ناشی میشود. یک قاب سازهای دلخواه را در نظر بگیرید که تحت بارهای خارجی تناسبی گرهای و توزیعشده $lambda mathbf{F}$ قرار دارد.
[پیشنهاد بصری: دیاگرام جسم آزاد و میدان تغییر مکانهای مجازی سینماتیکی برای یک قاب چنددهانه – متن جایگزین: کار مجازی و مکانیزم خرابی در قضایای خرابی پلاستیک]
فرض کنید یک مکانیزم خرابی فرضی موجب دورانهای مجازی $theta_j$ در $m$ نقطه مفصل پلاستیک شده و با تغییر مکانهای مجازی $Delta_i$ در راستای بارهای خارجی $P_i$ همراه باشد. اصل کار مجازی، کار خارجی ($W_{ext}$) را با کار درونی ($W_{int}$) برابر قرار میدهد:
$$
W_{ext} = lambda sum_{i=1}^{n} P_i Delta_i
$$
$$
W_{int} = sum_{j=1}^{m} M_{p,j} |theta_j|
$$
با مساوی قرار دادن $W_{ext} = W_{int}$، ضریب بار فروریزش سینماتیکی به دست میآید:
$$
lambda_k = frac{sum_{j=1}^{m} M_{p,j} |theta_j|}{sum_{i=1}^{n} P_i Delta_i}
$$
فرض کنید $mathbf{M}^s(x)$ یک میدان لنگر پذیرفتنی استاتیکی باشد که تعادل را با ضریب بار $lambda_s$ ارضا کرده و در سراسر سازه $|M^s(x)| le M_p$ بماند. همچنین فرض کنید $mathbf{u}^c, boldsymbol{theta}^c$ میدان جابجایی و دوران واقعی متناظر با مکانیزم فروریزش حقیقی تحت ضریب بار فروریزش واقعی $lambda_c$ باشند.
با اعمال اصل کار مجازی برای میدان تنش پذیرفتنی استاتیکی $mathbf{M}^s$ بر روی میدان تغییر شکلهای سینماتیکی واقعی فروریزش خواهیم داشت:
$$
lambda_s sum P_i Delta_i^c = sum M_j^s theta_j^c
$$
بهطور مشابه، با اعمال میدان لنگر واقعی فروریزش $mathbf{M}^c$ (که در آن در تمام مفاصل فعال $M_j^c = M_p operatorname{sgn}(theta_j^c)$ است) بر روی همان مکانیزم واقعی فروریزش، رابطه زیر برقرار است:
$$
lambda_c sum P_i Delta_i^c = sum M_j^c theta_j^c = sum M_{p,j} |theta_j^c|
$$
با تفریق این دو معادله از یکدیگر به عبارت زیر میرسیم:
$$
(lambda_c – lambda_s) sum P_i Delta_i^c = sum left( M_{p,j} |theta_j^c| – M_j^s theta_j^c right)
$$
از آنجا که طبق فرض کران پایین $|M_j^s| le M_{p,j}$ است، رابطه $M_j^s theta_j^c le M_{p,j} |theta_j^c|$ همواره تضمین شده است و بنابراین:
$$
M_{p,j} |theta_j^c| – M_j^s theta_j^c ge 0 quad forall j
$$
از آنجایی که کار بارهای خارجی برای بارهای مثبت همواره مثبت است ($sum P_i Delta_i^c > 0$)، نتیجه میشود که:
$$
lambda_c – lambda_s ge 0 implies lambda_s le lambda_c
$$
بدین ترتیب، اثبات صوری قضیه کران پایین در چارچوب قضایای خرابی پلاستیک کامل میشود.
لینک خارجی: مشخصات آییننامه فولاد آمریکا (پیوست ۱ آییننامه AISC 360-22 درباره تحلیل غیرالاستیک)
حال یک مکانیزم خرابی سینماتیکی فرضی دلخواه با تغییرمکانهای مجازی $Delta_i^k$ و دورانهای مفصل $theta_j^k$ را در نظر بگیرید. برابری کار مجازی خارجی و درونی تحت ضریب بار سینماتیکی $lambda_k$ به صورت زیر است:
$$
lambda_k sum P_i Delta_i^k = sum M_{p,j} |theta_j^k|
$$
حال میدان تنش واقعی فروریزش $mathbf{M}^c$ (که در تعادل استاتیکی با $lambda_c mathbf{P}$ قرار داشته و شرط $|M^c(x)| le M_p$ را ارضا میکند) را بر روی این میدان تغییر مکان مجازی مفروض اعمال میکنیم:
$$
lambda_c sum P_i Delta_i^k = sum M_j^c theta_j^k
$$
با تفریق این رابطه از معادله کار مجازی سینماتیکی، به رابطه زیر میرسیم:
$$
(lambda_k – lambda_c) sum P_i Delta_i^k = sum left( M_{p,j} |theta_j^k| – M_j^c theta_j^k right)
$$
از آنجا که در سراسر سازه $|M_j^c| le M_{p,j}$ است، عبارت سمت راست $M_{p,j} |theta_j^k| – M_j^c theta_j^k ge 0$ همواره نامنفی خواهد بود. در نتیجه:
$$
lambda_k – lambda_c ge 0 implies lambda_k ge lambda_c
$$
این رابطه صحت قضیه کران بالا را اثبات میکند و نشان میدهد هر مکانیزم سینماتیکی فرضی، تخمینی بزرگتر از واقعیت (یا در بهترین حالت، برابر با آن) از ظرفیت فروریزش سازه ارائه میدهد.
برای درک نحوه پیادهسازی قضایای خرابی پلاستیک در عمل مهندسی، یک قاب پرتال مستطیلی تکطبقه و تکدهانه با پایههای گیردار را تحلیل میکنیم.
W = 2P (بار قائم در وسط دهانه تیر)
|
v
B +----+----+ C
| E |
| | H = P (بار جانبی)
| | --> اعمالشده در گره B
h | |
| |
A /// /// D
دهانه L = 2h
[پیشنهاد بصری: دیاگرامهای سینماتیکی مفاصل پلاستیک برای مکانیزم تیر، مکانیزم جانبی و مکانیزم ترکیبی قاب پرتال – متن جایگزین: مکانیزمهای فروریزش قاب پرتال بر اساس قضایای خرابی پلاستیک]
فرض میکنیم مفاصل پلاستیک در گرههای $B$، $E$ و $C$ تشکیل شوند. ستونها بدون حرکت قائم و جانبی باقی میمانند و فقط تیر در نقطه میانی $E$ به اندازه جابجایی مجازی $delta_v = frac{L}{2} theta = 4.0 theta$ به سمت پایین حرکت میکند.
زاویه دوران مفاصل:
- مفصل در نقطه B: theta
- مفصل در نقطه E: 2theta
- مفصل در نقطه C: theta
کار مجازی خارجی ($W_{ext}$):
بار جانبی $H$ هیچ کاری انجام نمیدهد زیرا بالای ستونها جابجایی جانبی ندارد.
$$
W_{ext} = (2P) cdot delta_v = 2P(4.0 theta) = 8.0 P theta
$$
کار مجازی داخلی ($W_{int}$):
$$
W_{int} = M_p |theta| + M_p |2theta| + M_p |theta| = 4 M_p theta
$$
محاسبه بار فروریزش سینماتیکی:
$$
W_{ext} = W_{int} implies 8.0 P theta = 4 M_p theta implies P_1 = frac{4 M_p}{8.0} = 0.500 frac{M_p}{1.0} = 0.500 left(frac{180}{1}right) = 90.0text{ kN}
$$
طبق قضیه کران بالا، مقدار واقعی بار فروریزش $P_c le 90.0text{ kN}$ است.
[لینک داخلی: مثالهای حلشده تحلیل بار فروریزش تیرهای پیوسته را مطالعه فرمایید]
فرض میکنیم قاب تحت جابجایی جانبی $Delta = h theta = 4.0 theta$ قرار گیرد. مفاصل پلاستیک در پای ستونها ($A, D$) و بالای ستونها در اتصالات تیر به ستون ($B, C$) تشکیل میشوند. تیر صرفاً به صورت افقی جابجا شده و هیچ تغییر شکل نسبی قائم در آن رخ نمیدهد.
زاویه دوران مفاصل:
- مفصل در پای ستون A: theta
- مفصل در گره B: theta
- مفصل در گره C: theta
- مفصل در پای ستون D: theta
کار مجازی خارجی ($W_{ext}$):
$$
W_{ext} = H cdot Delta = P(4.0 theta) = 4.0 P theta
$$
کار مجازی داخلی ($W_{int}$):
$$
W_{int} = M_p(theta + theta + theta + theta) = 4 M_p theta
$$
محاسبه بار فروریزش سینماتیکی:
$$
۴.۰ P theta = 4 M_p theta implies P_2 = 1.000 M_p = 180.0text{ kN}
$$
مکانیزم جابجایی جانبی کران بالای $P le 180.0text{ kN}$ را ارائه میدهد.
با برهمنهی (سوپرپوزیشن) مکانیزم تیر و مکانیزم جانبی، مفصل پلاستیک در گره $B$ حذف میشود؛ زیرا چرخش پادساعتگرد ناشی از مکانیزم جانبی، چرخش ساعتگرد ناشی از مکانیزم تیر را خنثی میکند ($theta – theta = 0$).
در نتیجه، مفاصل در ۴ نقطه تشکیل میشوند: $A$، $E$، $C$ و $D$.
زاویه دوران مفاصل در مکانیزم ترکیبی:
- مفصل در پایه A: theta
- مفصل در وسط تیر E: 2theta
- مفصل در گوشه C: 2theta (theta از جابجایی جانبی + theta از خمش تیر)
- مفصل در پایه D: theta
کار مجازی خارجی ($W_{ext}$):
$$
W_{ext} = P(h theta) + 2Pleft(frac{L}{2} thetaright) = P(4.0 theta) + 2P(4.0 theta) = 12.0 P theta
$$
کار مجازی داخلی ($W_{int}$):
$$
W_{int} = M_p(theta + 2theta + 2theta + theta) = 6 M_p theta
$$
محاسبه بار کران بالا در مکانیزم ترکیبی:
$$
۱۲.۰ P theta = 6 M_p theta implies P_3 = frac{6 M_p}{12.0} = 0.500 M_p = 0.500(180) = 90.0text{ kN}
$$
+-------------------------------------------------------------------------------+
| خلاصه مقایسه بارهای فروریزش مکانیزمها |
+---------------------+-------------------+-------------------+-----------------+
| مکانیزم کاندید | کار خارجی | کار داخلی | بار فروریزش P |
+---------------------+-------------------+-------------------+-----------------+
| مکانیزم خالص تیر | $۸.۰ P theta$ | $4.0 M_p theta$ | $P = 90.0text{ kN}$ |
| مکانیزم خالص جانبی | $۴.۰ P theta$ | $4.0 M_p theta$ | $P = 180.0text{ kN}$|
| مکانیزم ترکیبی | $۱۲.۰ P theta$ | $6.0 M_p theta$ | $P = 90.0text{ kN}$ |
+---------------------+-------------------+-------------------+-----------------+
هم مکانیزم تیر و هم مکانیزم ترکیبی مقدار $P = 90.0text{ kN}$ را به عنوان کمترین کران بالا به دست میدهند. حال برای راستیآزمایی بر اساس قضیه کران پایین، مقدار لنگر خمشی را در گره غیرمفصل $B$ بررسی میکنیم. با نوشتن تعادل استاتیکی برای مکانیزم ترکیبی، مقدار لنگر در گره $B$ برابر با $M_B = 0 < M_p = 180text{ kN}cdottext{m}$ به دست میآید.
از آنجایی که شرط تعادل استاتیکی در کل قاب ارضا شده و در هیچ نقطهای لنگر از لنگر پلاستیک تجاوز نمیکند ($|M(x)| le M_p$)، تمامی شروط قضیه یکتایی کاملاً برآورده شدهاند. بنابراین بار فروریزش دقیق پلاستیک سازه برابر است با:
$$
P_c = 90.0text{ kN} quad (text{با } V_c = 180.0text{ kN}, H_c = 90.0text{ kN})
$$
بررسیهای کارشناسی در پروندههای آسیبشناسی سازهها نشان میدهد که بسیاری از گسیختگیهای فاجعهبار ناشی از درک نادرست رفتار پلاستیک و فرضیات تحلیل حدی بوده است. تحلیل پلاستیک فرض میکند که اعضای سازه دارای ظرفیت چرخش پلاستیک کافی پیش از وقوع شکست هستند.
M
^
M_p |-----------------------+ (پلاتوی ایدهآل صلب-پلاستیک)
| /
| مقطع شکلپذیر / کمانش موضعی بال یا جان (فروریزش پیشرس)
| /
| / v
+------------------+--------------------> زاویه دوران theta
theta_p theta_u
آییننامههای بینالمللی و ملی ساختمان، قضایای خرابی پلاستیک را تحت شرایط کنترلی سختگیرانهای مجاز میدانند تا شکلپذیری و پایداری سازه تضمین شود.
[پیشنهاد بصری: فلوچارت ارزیابی ضوابط طراحی پلاستیک و طبقهبندی فشردگی مقاطع بر اساس AISC 360 و مبحث دهم – متن جایگزین: فلوچارت طراحی بر اساس قضایای خرابی پلاستیک]
[لینک داخلی: راهنمای گامبهگام محاسبه ضریب شکل انواع مقاطع ساختمانی را مطالعه نمایید]
تسلط بر قضایای خرابی پلاستیک، پلی استوار میان تئوری محیطهای پیوسته پلاستیک و طراحی کاربردی مهندسی سازه برقرار میکند. با ایجاد کرانهای دقیق ریاضی از طریق معادلات تعادل استاتیکی و کار مجازی سینماتیکی، مهندسان میتوانند ظرفیت نهایی قابهای پیچیده نامعین را با اطمینان کامل به دست آورند. تکیه صرف بر روش کران بالا ممکن است خطرات ناایمن فاجعهباری به همراه داشته باشد، در حالی که محدود ماندن به محاسبات الاستیک اولیه، بخش عظیمی از ظرفیت مصالح فولادی را بلااستفاده میگذارد. شاهکار مکانیک سازهها زمانی تجلی مییابد که تعادل استاتیکی و سازگاری سینماتیکی در یک نقطه همگرا شده و پاسخ یکتا و ایمن فروریزش را ارائه میدهند.
قضیه کران پایین اثبات میکند هر توزیعی از لنگرهای خمشی داخلی که با بارهای اعمالشده در تعادل استاتیکی باشد و در هیچ مقطعی از شرط تسلیم ($|M| le M_p$) تخطی نکند، ضریب باری تولید میکند که همواره کوچکتر یا مساوی بار فروریزش واقعی است ($lambda_s le lambda_c$). از آنجا که سازه واقعی به دلیل شکلپذیری بارها را بازتوزیع میکند تا حداقل به این ظرفیت برسد، طراحی بر پایه تعادل کران پایین تضمین میکند که بار وارده هرگز از آستانه فروریزش فراتر نخواهد رفت.
قضیه کران بالا یک رویکرد سینماتیکی است؛ این روش با حدس یک مکانیزم خرابی و برابر قرار دادن کار خارجی با کار درونی مستهلکشده در مفاصل پلاستیک، ضریب بار $lambda_k$ را محاسبه میکند. این مقدار ممکن است ناایمن باشد ($lambda_k ge lambda_c$) زیرا اگر مکانیزم بحرانی واقعی کشف نشده باشد، بار فروریزش بیشتر از واقعیت تخمین زده میشود. در مقابل، قضیه کران پایین بر تعادل استاتیکی تکیه دارد و همواره کرانی ایمن ($lambda_s le lambda_c$) ارائه میدهد.
در قضایای خرابی پلاستیک کلاسیک، رفتار فولاد به صورت الاستیک-کاملاً پلاستیک یا صلب-کاملاً پلاستیک بدون سختشوندگی فرض میشود. در واقعیت، فولاد پس از تسلیم وارد ناحیه سختشوندگی میشود؛ این بدان معناست که ظرفیت نهایی واقعی قاب کمی بیشتر از مقدار تئوریک محاسبهشده $lambda_c$ خواهد بود. بنابراین، نادیده گرفتن سختشوندگی در تحلیل حدی، یک حاشیه اطمینان مضاعف و محافظهکارانه در طراحی ایجاد میکند.
بله، اما با محدودیتهای بسیار سختگیرانهتر در زمینه ظرفیت دورانی مفاصل. بر خلاف فولاد ساختمانی، بتن در کشش شکننده است و در فشار نیز ظرفیت کرنش محدودی دارد ($varepsilon_{cu} approx 0.0035$). تحلیل پلاستیک در بتنآرمه (مطابق ضوابط ACI 318 و Eurocode 2) تنها در صورتی مجاز است که مقطع کمفولاد (Under-reinforced) بوده، از آرماتورهای با شکلپذیری بالا استفاده شود، و درصد بازتوزیع لنگر به مقادیر محدودی (معمولاً کمتر از ۲۰ تا ۳۰ درصد) مقید گردد.
مقاطع رده ۳ (نیمهفشرده) و رده ۴ (لاغر) قبل از رسیدن به لنگر پلاستیک کامل $M_p$ یا اندکی پس از شروع تسلیم، دچار کمانش موضعی ورقهای بال و جان میشوند. از آنجا که این مقاطع قادر به تحمل چرخشهای غیرالاستیک بزرگ تحت لنگر ثابت $M_p$ نیستند، نمیتوانند مفصل پلاستیک پایداری تشکیل دهند؛ در نتیجه فرضیات بنیادین سینماتیکی تحلیل حدی نقض میگردد.
میزان مجاز بار به کلاس پرواز و کلاس نرخی بلیط بستگی دارد. هنگام خرید آنلاین بلیط هواپیما میتوانید میزان بار مجاز را در اطلاعات بلیط ببینید. طبیعی است که اگر میزان بارتان بیش از حد مجاز باشد، باید جریمه پرداخت کنید.
شما میتوانید با شرکت در آزمونهای ارزیابی مهارت کارجویا و کسب نمره قبولی، مدرک معتبر بینالمللی و استاندارد دریافت کرده و آن را به رزومه کاری خود ضمیمه کنید.
خیر، ساخت رزومه استاندارد، دوزبانه و حرفهای در کارجویا کاملاً رایگان است و میتوانید لینک مستقیم آن را با کارفرمایان به اشتراک بگذارید.
برای ورود به حساب کاربری، شماره موبایل ثبتشده خود را وارد کنید.
حساب نداری؟ ثبت نام کن
دیدگاهها (۰ دیدگاه)